در این سرای بی کسی ... !

آنچه این نامردمان با جان انسان میکنند ... صحبت از مرگ محبت مرگ عشق ؛ گفتگو از مرگ انسانیت است..."

آری صحبت از مرگ انسانیت است در این بیغوله که ردپایی از همنفسی نیست ! چه بگویم که ناگفتنم خوشتر است . مرگ زهرا کاظمی شاید مرگی عادی باشد که آنکس که این شغل پر خطر انتخاب می کند فکر عاقبتش را نیز در سر دارد آنهم در مُلکی همچون ایران ، که دایره خودی ها روز بر روز تنگتر میشود و هرکس در این دایره نبود غیر خودی است و دگر اندیش ، که اگر ساکت باشد حقی دارد بر زندگی و اگر دم برآورد آن می شود که میدانیم ...

می گویند در برابر زندان از جایی عکس گرفته که عکسبرداری ممنوع بوده است. آخر چه چیز پنهانی آنجا بود که عکسهای کاظمی آن را آشکار می ساخت؟

رژیم های جهان سومی از عکس و سند و تصویر وحشت دارند. عکس دروغ آنها را می شکند. فضای ذهن ساخته آنها برای خودشان و مردمشان را ویران می کند و اصلا حرف زیاد می کند همان بهتر که کسی نداند و نشناسد و نبیند. در ازبکستان ، از بازار هم که عکس بگیری پلیس مزاحم می شود. فکر می کند شاید تو در بازار او چیزی محرمانه کشف کرده ای. شوروی به عنوان مادر این نوع پرده کشی به روی جهان شناخته بود. شوروی کشور عکاسی ممنوع بود. همه جاسوس بودند مگر خلافش ثابت می شد. ما هم چنین ذهنیتی داریم. نه تنها در مقابل زندان اوین که در دل شهر هم . مهم نیست از کجا عکس یا فیلم می گیری. ثبت کردن جرم است به خاطر سپردن جرم است شناختن و شناساندن جرم است بر خلاف آب رفتن مشکوک است غیر از اندیشه و پسند آقایان اندیشیدن و پسندیدن جرم است ... و دایره پیرامون ما چقدر تنگ است به اندازه همان سلول های انفرادی.

او برای خروج از این هنجار از هیچ چیز نترسید. او انسانی ترین و طبیعی ترین کار ممکن را کرد.

در جایی خواندم که کاظمی گفته بود ـ شاید هم هنوز می گوید ـ ? من پشتکاری دارم که هر کار را خواسته ام انجام داده ام و احساس می کنم که در همین سن هم اگر بخواهم می توانم همان بشود که می خواهم .? و دریغا که مردمانی نخبه کشیم و ظالم پرور .

خانم زهرا کاظمی به راهنمائی حسی حرفه ای ، وارد آشفته بازار ایران شد ! باید از خطر اطلاع رسانی در جوامعی برایش می گفتند که قدرت بسیار چیزها برای پنهان کردن از مردم دارد . باید جمله" ژان لوکاره " را نقل می کردند برایش ، که نوشته" سخت ترین موقعیت متعلق به کسی است که گرفتار شده وقتی که بین دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی دعواست "!!! حال آیا باید سوگواره ای نوشت برای خانمی که به هزار سختی به کانادا رفت و در آن جا زندگی را ساخت و سرانجام دلتنگ ایران بودنش او را دیده فروبست ؟! ... آیا باید نشان داد همه فغانی که سر می دهیم از گروه های خودسر و قدرتمندی است ! که به کسی حساب پس نمی دهند ؟

پیش از اینها حال دیگر داشتم / هر چه می گفتند باور داشتم

می گویند کاظمی رفتاری جسورانه و پرخاشگرانه داشته ! که آقایان آن را "غیر طبیعی" توصیف کرده اند !

فهمیدن اینکه چرا می گویند جسورانه و غیر طبیعی مشکل نیست ، چرا که از نظر آنها زندانی ـ آنهم زن ـ در زندان که دستش از زمین و زمان کوتاه است باید نرم خو و گوش به فرمان و ... باشد و چون تخم رعب و ترس در دل همه کاشتنه اند وقتی می بینند که نمی ترسی تو را غیر طبیعی می بینند و چه بسا بد گمان می شوند که اینهمه جسارت از آنجاست که پشتت محکم است و مثلا به سیا و دستگاه های حاکم غربی تکیه داری .

اینان تو را با خود عوضی گرفته اند .آنها که همه جسارت پوچشان از رئیسشان است فکر می کنند که شهامت و رفتار جسورانه تو هم متکی به یک رئیس نامرئی است. فکر می کنند آدم اگر پشتیبان سیاسی نداشته باشد جسارت ندارد شهامت ندارد ، مردانگی ـ به مفهوم کلیش عرض میکنم ـ ندارد ! برای همین حاضرند اگر عالیجناب از آنها حمایت کند به هر جنایتی دست بزنند !!! حتی اگر مسلح کردن داریوش و پروانه فروهر باشد ! طناب دور گردن مختاری انداختن باشد ، خفه کردن پوینده باشد ، تخریب خوابگاه بچه های مملکت باشد ...

اما آدم عزتی دارد وجودی باید داشته باشد ، که اگر رئیسی هم پشتیبانش نباشد باید از آن در مقابل همان رئیس هم دفاع کند و مرزهایی دارد که با پشتبانی دهها رئیس قدرتمند هم نمی تواند از آنها عبور کند .



تو ای مزدور پست ناجوانمرد

کدامین حکم را فرمان گزاری؟

چرا وحشی و خونریز و زبونی؟

مگر از قوم چنگیز و تتاری؟



***

چه کس فرمان به قتل آن جوانان

ز روی ناجوانمردی و کین داد؟

کدامین خود فروش دین گریزی

چنین فرمان به حکم شرع و دین داد؟



***

مگر از قدرت فرعون ظالم

به دنیا قدرت بالاتری بود؟

مگر از ثروت قارون طماع

فزونتر ثروت و سیم و زری بود؟

/ 0 نظر / 10 بازدید